زندگی خانوادگی

آخرین به روز رسانی: 8 10 2021

درباره سوئد - متن دارای مطالبی برای آشنائی با جامعه سوئد.

این متن در مورد زندگی خانوادگی است. شما در مورد چگونگی پدر و مادر بودن در یک کشور جدید مطالبی خواهید خواند. همچنین در مورد تربیت کودکان، روند روزمره در زندگی کودکان و والدین یک نوجوان بودن نیز مطالبی خواهید خواند.

این متن همچنین در بارۀ شیوه های مختلف زندگی و تشکیل خانواده نیز می باشد. شما در مورد چگونگی طلاق گرفتن و اینکه در صورت وجود مشکل در خانواده و روابط چه کمک هایی می توانید بگیرید، مطالبی خواهید خواند.

  • حق زندگی خانوادگی

    کودکان از حق و حقوق ویژه ای برخوردارند و این در مسئولیت جامعه است که این حق و حقوق محقق شود. همه کودکان دارای حق و حقوق یکسان و ارزش برابر هستند. هیچ کودکی نباید مورد تبعیض قرار بگیرد.

    حق و حقوق کودکان در کنوانسیون سازمان ملل متحد در بارۀ حق و حقوق کودکان موسوم به کنوانسیون حقوق کودک تدوین شده است. در این کنوانسیون از جمله نوشته شده که همه کودکان حق دارند در آسایش رشد و نمو کنند و همیشه باید در هنگام تصمیم گیری در مورد کودکان خیر و صلاح آنان در نظر گرفته شود. کنوانسیون همچنین می گوید کودکان باید از جنگ و بیماری ها محافظت شوند و نظر کودک باید محترم شمرده شود.

پدر و مادر بودن در یک کشور جدید

آمدن به یک کشور جدید هم برای بزرگسالان و هم برای کودکان یک تغییر بزرگ است. گاهی اوقات ممکن است کودکان نسبت به بزرگسالان آسانتر به جامعه جدید وارد شوند. کودکان اغلب زبان را سریع تر از بزرگسالان یاد می گیرند. این امر می تواند منجر به تغییراتی در نقش افراد در خانواده شود. بزرگسالان ممکن است در تماس های خود با جامعه به فرزندان خود وابسته شوند. کودکان ممکن است مسئولیت والدین را بر عهده بگیرند و کارهایی را انجام دهند که والدین از عهده انجام آن بر نمی آیند. این مسئوليت بزرگی است که به دوش کودکان گذارده شود. به عنوان مثال کودکان نباید برای والدین خود در تماس با ادارات، بخش خدمات درمانی و مدارس ترجمه کنند.

مهم است که والدین جامعه ای که خانواده به آن آمده را یاد بگیرند. در این صورت است که برای آنان شرایطی فراهم میشود که تبدیل به والدینی توانا و قاطع میشوند به طوری که میتوانند محیطی امن و آسوده برای فرزندان خود بسازند. والدینی که در مورد قوانین، هنجارها و سنت های جامعه جدید درک و آگاهی پیدا می کنند با رضایت و حال بهتری زندگی می کنند. و اگر حال پدر و مادر خوب باشد روی سلامت و رشد و نمو فرزندان تأثیر مثبت می گذارد.

  • سوالات برای بازتاب فکری

    آیا می توانید نمونه هایی از چالش هایی را ارائه کنید که یک پدر و مادر در یک کشور جدید می توانند با آن مواجه شوند؟

سرپرست بودن

کودکان مطابق قانون بایستی تا سن ۱۸ سالگی سرپرست داشته باشند. سرپرست کودک دارای حق و حقوق و وظایف است برای آنکه از کودک مراقبت کند و تا زمانیکه کودک به سن ۱۸ سالگی تمام برسد مسئولیت حقوقی/قضائی کودک را بر عهده دارد. سرپرست کودک معمولاً پدر و مادر کودک است. سرپرستان موظفند تا زمانی که فرزندان شان به سن ۲۱ سالگی تمام برسند و هنوز در سطح دبیرستان تحصیل می کنند، آنها را امرار معاش کنند. 

حضانت مشترک به این معنی است که سرپرستان مسئولیت مشترکی در قبال کودک دارند. آنها باید در مورد کودک با هم تصمیم بگیرند. سرپرستان دارای حضانت مشترک حتی اگر با هم زندگی نکنند نیز حق و حقوق و وظایف یکسانی دارند. هر دو سرپرست ها همچنین حق دارند اطلاعات مشابهی در مورد فرزندشان از پیش دبستانی، مدرسه، خدمات درمانی، اداره خدمات اجتماعی، پلیس و سایر ادارات دریافت کنند. 

اگر دو نفر والدین در زمان تولد کودک با یکدیگر ازدواج کنند به طور اتوماتیک حضانت مشترک کودک را دریافت می کنند. البته این امر در صورتی صدق می کند که والدین دارای جنسیت های حقوقی/قضائی متفاوتی باشند.

اگر والدین با هم ازدواج نکرده باشند، یا هر دو والدین زن باشند، فردی که کودک را به دنیا آورده باشد بطور اتوماتیک حضانت انحصاری فرزند را دریافت می کند. حضانت انحصاری به این معنی است که فقط یکی از والدین مسئول کودک است. زوج هایی که ازدواج نکرده اند باید فُرم در مورد اینکه چه کسی والده دیگر فرزند است، پُر کنند. این کار در واحد حقوق خانواده (familjerätten) در کمون محل زندگی افراد انجام می شود. زوج می توانند همزمان اعلام کنند که می خواهند حضانت فرزند مشترک باشد.

قانونی که مسئولیت والدین و سرپرستان را برای فرزندان توصیف می کند، قانون والدین نامیده می شود. این قانون در سال ۱۹۵۰ به اجرا در آمد. در آن زمان تقریباً تمام خانواده ها از یک مادر، یک پدر و یک یا چند فرزند تشکیل می شدند. این امر روی تدوین قانون تاثیر گذارد. اما خانواده ها می توانند متفاوت باشند و فرزندان می توانند به روش های مختلفی بوجود آیند. به عنوان مثال یک خانواده می تواند از بیش از دو پدر و مادر تشکیل شده باشد، اما بر اساس قانون فرزند می تواند فقط یک یا دو پدر و مادر حقوقی/قضائی داشته باشد. 

هر دو والدین مسئول فرزندان خود هستند 

مهم این است که هر دوی والدین مراقبت و نگهداری و رشد و نمو کودک سهم داشته باشند و در تصمیم گیری های مربوط به کودک مشارکت داشته باشند. در کنوانسیون حقوق کودک آمده است که کودکان حق دارند هر دو والدین خود را داشته دارند.

این امر در طول رشد و نمو کودک صدق می کند، از تولد تا سن ۱۸ سالگی که کودک بالغ می شود. 

والدین مسئولیت مشترکی در قبال فرزندان خود دارند، حتی اگر با هم زندگی نکنند. این واقعیت که والدین مسئولیت مشترک فرزند را به عهده می گیرند باعث می شود که کودک حال بهتری داشته باشد، بهتر رشد و نمو کند و رابطه بهتری با والدین داشته باشد. 

رابطه بین والدین نیز برای خوبی حال کودک و تمامی خانواده مهم است. مهاجرت به یک کشور جدید می تواند بر این رابطه تأثیر بگذارد. گفتگو در مورد زندگی روزانه و ایفای نقش والدین راهی برای تقویت رابطه بین والدین است. 

علاوه بر والدین ممکن است بسیاری از بزرگسالان دیگر نیز برای سلامت و رشد و نمو کودک مهم باشند. به عنوان مثال پدربزرگ و مادربزرگ، دیگر بستگان، معلمان، مربیان، دوستان والدین یا کارکنان مدرسه می توانند از اهمیت زیادی برخوردار باشند. 

تربیت کردن یک کودک – مهم ترین وظیفه جهان

نقش والدین یا دیگر بزرگسالان مرتبط با کودکان می تواند هم بهترین و هم سخت ترین کار در زندگی باشد. موارد بسیاری روی والدین تأثیر می گذارند. استرس، نیازهای ویژه کودکان، مطالبات دیگران و بروز اتفاقات دشوار در زندگی می تواند باعث شود احساس کنید کفایت نمی کنید. نیاز به حمایت کاملا طبیعی است. هیچکس بی عیب و نقص نیست و برای آنکه در زندگی کودک پدر و مادر یا بزرگسال خوبی باشید لازم نیست بی عیب و نقص باشید. 

کودکان باید احساس حمایت، امنیت عشق و محبت کنند و مورد احترام والدین و دیگر بزرگسالان باشند. چگونگی تربیت کودک برای اعتماد به نفس، عزت نفس و رفتار کودک از اهمیت زیادی برخوردار است. نیاز کودکان به عشق و محبت خیلی بیشتر از تذکر است. کودکانی که امن و آسوده و با عشق و محبت تربیت می شوند در مدرسه نیز بهتر تحصیل می کنند و اغلب در دوران بزرگسالی حال خوبی دارند. 

هدایت کودک و گفتن بله و نه به چیزهای مختلف در زندگی کودک بخشی از پرورش فرزند است. اما پدر و مادر هرگز نباید چیزهایی را که مخالف حق و حقوق کودک است ممنوع کنند یا اجازه دهند. 

کودکان برای درک و کنترل احساسات خود به کمک بزرگسالان نیاز دارند. به عنوان مثال فرد بزرگسال باید به کودک توضیح دهد که چرا به برخی از خواسته های کودک «نه» می گوید. 

همچنین باید به کودکان فرصت داده شود تا در فعالیت های مختلف که توسط مدرسه یا دیگران برگزار می شود، شرکت کنند. مشارکت در جامعه جدیدی که کودکان و بزرگسالان در آن رشد و زندگی خواهند کرد باعث می شود حال هر دو خوب باشد.

روند های روزمره در زندگی کودک

کودکان هم می خواهند و هم حق دارند راجع به مقررات و روند های روزمره با پدر و مادر مشارکت داشته و صحبت کنند. این می تواند روند های مربوط به خواب، بازی های کامپیوتری، انجام تکالیف مدرسه، مسواک زدن، ورزش، غذا و نوشیدنی یا محدودیت برای مشروبات الکلی و توتون و تنباکو باشد. ممکن است خوب باشد برخی موارد را با سایر والدین صحبت کنید تا روند ها و مقررات مشترکی را برای فرزندان تان تعیین کنید. اما همه ما با هم فرق داريم. روند های روزمره، مقررات و محدودیت ها بایستی متناسب با شخصیت، سن و سال و بلوغ کودک تعیین شوند. 

والدین بایستی همچنین باید از فرزند حمایت کنند تا رشد و نمو کند، مسئولیت پذیر باشد و از عهده خود برآید. گاهی اوقات کودک به کمک و حمایت فوق العاده نیاز دارد، بطور مثال برای ایجاد آرامش، کمک به انجام تکالیف درسی یا برای آنکه روابط خود را تنظیم کند. از فرزندتان در مورد دوستان او بپرسید و توجه کنید که آیا کودک تنهاست یا با دوستان خود قهر است.

ممنوعیت بکار بردن خشونت علیه کودکان

دیدگاه تربیت کودک در سوئد در صد سال اخیر بسیار تغییر کرده است. در آغاز قرن بیستم بسیاری از والدین بسیار سخت گیر بودند و مهم این بود که بچه ها از بزرگسالان اطاعت کنند. کتک زدن فرزند برای بسیاری بخشی طبیعی از تربیت کودک بود. ولی از سال ۱۹۷۹ به اینطرف هر گونه خشونت نسبت به کودکان در سوئد ممنوع شده است.

کودکانی که مورد خشونت قرار می گیرند، هم بلافاصله پس از خشونت و هم بعدها در دوران رشد و نمو و بزرگسالی خود بیشتر در معرض خطر مشکلات سلامت جسمی و روانی قرار دارند. به عنوان مثال ممکن است ایجاد روابط امن و آسوده با افراد دیگر برای این کودکان و کنترل احساسات شان دشوارتر شود. حتی کودکان بسیار خردسال نیز با قرار گرفتن در معرض خشونت یا تجربه آن آسیب می بینند. مورد خشونت قرار گرفتن همیشه به معنی نقض جدی عزت نفس کودک است. 

مرخصی والدین – بودن در خانه با کودکان

گرفتن مرخصی والدین به این معنی است که شما از تحصیل یا کار مرخصی می گیرید تا از فرزند خود مراقبت و نگهداری کنید. وقتی در مرخصی والدین بسر می برید می توانید از صندوق بیمه های اجتماعی Försäkringskassan پول والدین föräldrapenning درخواست کنید. این پول جبرانی برای آنست که شما نمی توانید کار کنید یا درس بخوانید. 

مرخصی والدین هم برای زنان و هم برای مردان است، اما تعداد بیشتری از زنان در مقایسه با مردان مرخصی والدین می گیرند. برای تشویق مردان بیشتر به گرفتن مرخصی والدین، روزهای شامل پول والدین وجود دارد که آنها را نمی توان به والده دیگر واگذار کرد. اما اگر شما تنها سرپرست هستید حق دارید خودتان از تمام روزهای شامل پول والدین استفاده کنید. 

فعالیت های مختلف برای والدینی که در مرخصی والدین هستند

اگر بخواهید در مرخصی والدینی خود با سایر والدینی که در مرخصی بسر می برند ملاقات کنید، فعالیت های مختلفی برای شما در طول مرخصی والدین وجود دارد.

  • سوالات برای بازتاب فکری

    چگونه می توانید بفهمید در کمون شما چه فعالیت هایی برای افرادی که در مرخصی والدین بسر می برند وجود دارد؟

پدر و مادر یک نوجوان بودن

نوجوان کسی نامیده می شود که بین ۱۳ تا ۱۹ سال سن دارد. در این سال ها بسیاری از نوجوانان مستقل تر می شوند. آنها ممکن است شروع به فکر کردن بیشتر در مورد هویت خود کنند، و اینکه چه کسی هستند و چگونه می خواهند باشند. والدین یا سرپرست دیگر باید از نوجوان خود حمایت کنند. مهم است که اجازه دهیم نوجوان تصمیمات خودش را بگیرد تا مستقل تر شود. اجازه دهید نوجوان تان در تصمیم گیری برای تعیین مقررات مشارکت داشته باشد.

اغلب کودکان بین هشت تا ۱۴ سالگی به سن بلوغ می رسند، ولی ممکن است زودتر یا دیر تر هم اتفاق بیفتد. بلوغ دوره ای است که بدن از کودک به بزرگسال رشد می کند. دخترها معمولاً زودتر از پسرها به سن بلوغ می رسند. معمولاً در این دوره نوجوانان شروع می کنند به تمایلات جنسی و بدن خود فکر کنند. به فرزند خود در مورد وبگاه های UMO.se و YOUMO.se اطلاع رسانی کنید که در آنها اطلاعات در بارۀ بدن، جنسیت و سلامت برای همه افراد بین ۱۳ تا ۲۰ سال وجود دارد. فرزند شما همچنین می تواند با واحد تندرستی دانش آموزان elevhälsan یا کلینیک درمانی جوانان ungdomsmottagning نیز صحبت کند.

اگر شما در پرورش فرزند خود به حمایت نیاز دارید یا برای نوجوان خود نگران هستید می توانید کمک بگیرید. به عنوان مثال می توانید با بزرگسالان دیگر صحبت کنید، به گروه های والدین بپیوندید یا با واحد تندرستی دانش آموزان، مطب پذیرش جوانان یا درمانگاه تماس بگیرید.

شیوه های مختلف زندگی و تشکیل خانواده

هنجارها و باور های ما می گویند که یک خانواده باید شکل خاصی داشته باشد. به راحتی می توان فکر کرد که یک خانواده از یک مادر و یک پدر و یک یا چند فرزند تشکیل شده است. اما شیوه های مختلفی برای زندگی با هم وجود دارد. همه زوج ها بچه دار شدن را انتخاب نمی کنند و یک خانواده می تواند به عنوان مثال از دو نفر والدین همجنس تشکیل شده باشد.

  • خانوار های تک نفره

    رایج ترین نوع خانوار در سوئد خانوار تک نفره است. یعنی تنها یک نفر در خانوار (مسکن) زندگی می کند. ۴۰ درصد از تمامی خانوارها در سوئد خانوار تک نفره است.

  • مجرد Ensamstående

    اگر شما تنها بزرگسالی هستید که در یک خانوار زندگی می کنید، مجرد نامیده می شوید. شما ممکن است دارای فرزند یا بدون فرزند باشید.

  • سکونت متناوب و خانواده پاداشی (bonusfamilj)

    اگر بزرگسالانی که دارای فرزند هستند طلاق بگیرند، کودک می تواند یا همیشه با یکی از والدین زندگی کند یا به تناوب، به عنوان مثال یک هفته در میان با یکی از والدین زندگی کند.

    اگر یکی از والدین با شریک زندگی/جنسی جدیدی آشنا شود که او هم دارای فرزند باشد و با هم به یک مسکن نقل مکان کنند، خانواده بزرگی با کودکانی تشکیل می شود که والدین مختلفی دارند. چنین خانواده ای معمولاً خانواده پاداشی نامیده می شوند، زیرا خانواده دارای اعضای جدید «پاداشی» شده است. اعضای یک خانواده پاداشی معمولاً به عنوان فرزندان پاداشی، خواهر و برادر پاداشی و والدین پاداشی نامیده می شوند.

  • زناشویی

    وارد زندگی زناشویی شدن یعنی با هم ازدواج کردن. طبق قانون حداقل سن ازدواج در سوئد ۱۸ سـال است. این قانـون شامل تمام کسانی که در سوئـد زندگی می کنند می شـود، حتی کسانی که تابعیت سوئـدی ندارند. در سـایـر کشـورهـا ممکن است قوانین دیگری وجـود داشتـه باشـد ولی ادارات دولتی سوئد فقط ازدواج های خارجی را که از قوانین سوئد پیروی می کنند، مورد تأیید قرار می هند.

    ازدواج در سوئـد از لحـاظ جنسیت بیطرف است. این به این معنی است که دو نفر همجنس می توانند به همان شیوۀ ازدواج یک زن و مرد، باهم ازدواج کنند. عاقد اداری/محضری نمی تواند از عقد کردن دو نفر همجنس که قصـد ازدواج با هم را دارند سر باز زند. ولی عاقـد یک جامعه مذهبی مثلاً یک کشیش کلیسای سوئد می تواند آنان را عقـد نکند. اگر کشیشی از انجام این کار امتناع کند می توان به کشیشی دیگر مراجعه کرد.

    در سوئد ازدواج با کودکان ممنوع است. ازدواج با بیش از یک نفر نیز ممنوع است.

    برای کسانی که ازدواج کرده اند قانون ازدواج صِدق می کند. قانون ازدواج شامل مقرراتی در مورد ارث است که در آن فرد بازمانده در یک ازدواج معمولاً از حق ارث برخوردار می شود. فرزندان احتمالی همیشه از حق ارث برخوردارند.

  • همزی Sambo

    همزی و یا Sambo بودن هنـگامی است که دو نفر بـدون آن که ازدواج کرده باشند، باهم زندگی کنند.

    در سوئد و کشورهای اسکاندیناوی زندگی بصورت همزی معمول است. همچنین بچه دار شدن بدون ازدواج نیز معمول است. برای همزی بودن یک قانون وجود دارد که قانون همزی sambolagen نامیده می شود. در قانون همزی مقرراتی در باره مثلاً خانه ای که دو نفر همزی در آن زندگی می کنند و اموال مشترک آنها وجود دارد. اگر یکی از دو نفر همزی فوت کند، همزی دیگر حق دارد در مسکنی که با هم داشته اند به زندگی ادامه دهد. همزی دیگر می تواند اشیاء مشترک طرفین را نیز به ارث ببرد. برای آنکه همزی دیگر بتواند سایر دارایی ها مانند پول موجود در بانک را به ارث ببرد باید وصیتنامه وجود داشته باشد. 

  • جدازی

    دو نفر می توانند رابطه ای داشته باشند که از بسیاری جهات شبیه همزی زندگی کردن یا مزدوج بودن است اما طرفین زیر یک سقف با هم زندگی نمی کنند. این نوع زندگی جدازی نامیده می شود.

طلاق

جدا شدن از فرد دیگری می تواند دشوار باشد، حتی برای کسانی که ازدواج نکرده اند اما با هم زندگی می کنند. زندگی ناگهان تغییر می کند و بایستی بسیاری تصمیمات عملی گرفته شود، بخصوص اگر خانواده دارای فرزند باشد.

طلاق و جدائی که در آن کودک وجود داشته باشد ممکن است گاهی اوقات به اختلاف بر سر محل سکونت و معاشرت با فرزندان منجر شود. اگر والدین نتوانند به توافق برسند و به حمایت نیاز داشته باشند می توانند به واحد حقوق خانواده در کمون خود مراجعه کنند. شما می توانید هم پیش از طلاق وهم در طول دوران طلاق حمایت دریافت کنید.

اگر می خواهید طلاق بگیرید بایستی با دادگاه بدوی (tingsrätten) در کمونی که در ثبت احوال آن نامنویسی شده اید تماس بگیرید. دادگاه بدوی (tingsrätten) یک دادگاه است. در آنجا درخواست طلاق (skilsmässa) می کنید. به آن انحلال ازدواج (äktenskapsskillnad) هم گفته می شود.

شما و شریک زندگی تان می توانید یک فُرم درخواست را با هم تکمیل کنید. در سوئد می توانید از فردی که با او ازدواج کرده اید طلاق بگیرید حتی اگر هر دو مایل به طلاق نباشید. در اینصورت می توانید به تنهائی تقاضای طلاق کنید. دفتر مشاوره خانوادگی می تواند در این مورد به شما کمک کند.

اگر شما و شریک زندگی تان با هم تقاضای طلاق کنید و فرزند نداشته باشید دادگاه بدوی می تواند در اسرع وقت حکم (تصمیم) صادر کند. اگر فرزند زیر ۱۶ سال داشته باشد یا اگر یکی از شماها مایل به طلاق نباشد، مهلت تفکر دریافت می کنید. یعنی به شما وقت فکر کردن داده می شود که آیا واقعاً می خواهید طلاق بگیرید یا نه. مهلت تفکر حداقل شش ماه و حداکثر یک سال است. در طول مهلت تفکر هیچ الزامی برای زندگی با هم وجود ندارد.

اگر شما پس از شش ماه هنوز هم بخواهید طلاق بگیرید باید خودتان با دادگاه بدوی تماس بگیرید. این تماس پیگیری طلاق نامیده می شود. اگر نامه پیگیری طلاق را تسلیم نکنید دادگاه بدوی درخواست شما را خاتمه می دهد. در اینصورت درخواست طلاق باطل می شود. اگر دادگاه بدوی شک کند که یکی از شماها مجبور به ازدواج (ازدواج اجباری) شده است، می توان بلافاصله، بدون مهلت تفکر، با طلاق موافقت کند. 

واحد حقوق خانواده

اگر می خواهید طلاق بگیرید و در مورد محل زندگی فرزندان یا فواصل زمانی دیدار والدین با فرزندان به توافق نمی رسید، می توانید با واحد حقوق خانواده تماس بگیرید. واحد حقوق خانواده بخشی از تشکیلات کمون است که به والدین کمک می کند تا هنگام طلاق با یکدیگر همکاری کنند. واحد حقوق خانواده دادگاه نيست. واحد حقوق خانواده خیر و صلاح کودک را در مرکز توجه قرار می دهد. آنها به والدین کمک می کنند تا راه حل های خوبی برای کودک در مورد محل زندگی او و اینکه چه کسی باید در مورد کودک تصمیم گیری کند، پیدا کنند. این گفتگوی همکاری نامیده می شود. واحد حقوق خانواده دارای وظیفه رازداری است.

اگر با کمک واحد حقوق خانواده با هم به توافق نرسید می توانید به دادگاه بدوی مراجعه کنید. در اینصورت دادگاه بدوی در مورد محل زندگی کودک و اینکه چه کسی باید در مورد او تصمیم گیری کند، حکم صادر می کند. دادگاه بدوی از واحد حقوق خانواده در کمون شما می خواهد که آنها قبل از تصمیم گیری یک تحقیقات انجام دهد.