معیارها

آخرین به روز رسانی 11ـ 8ـ 2021

درباره سویدن ـ معلومات برای آشنایی با جامعه.

این متن دربارهٔ معیارها است. معیارها در تمام جوامع وجود دارند. معیارها، ایده ها و قوانین نوشته ناشدۀ اند در مورد انتظارات که از ما برده می شود تا چگونه باشیم، چطور زندگی کنیم و چطور به نظر برسیم. این معیار ها در برخی شرایط و جوامع، "معمولی" پنداشته می شوند معیارها بر نحوه رفتار شما با دیگران و نحوه رفتار دیگران نسبت به شما تأثیر می گذارد. این معیارها اند که به طور مثال تعین می کنند چگونه باید در فروشگاه مواد غذایی صف بکشیم و چگونه باید به یکدیگر سلام کنیم.

در این مورد که معیار ها چه اند، بیشتر خواهید خواند. همچنان در مورد معیارهای که باعثت محدود ساختن افراد می گردند و این که چطور می توان چنین معیار ها را تغیر داد نیز خواهید خواند.

معیارها چیست؟

معیارها ممکن است بین کشورها متفاوت باشد. در سویدن معیار این است که وقتی ما برای اولین بار برای یک شخص خود را معرفی می کنیم، با او دست می دهیم. برای مثال، هنگامی که ما خودمان را دریک مصاحبه شغلی معرفی می کنیم. معیار دیگر این است که ما در فضای بسته کفش های خود را در می آوریم، اما در بسیاری از نقاط جهان این کار صورت نمی گیرد. اگر به کشوری جدید می آیید، دشوار است که بدانید کدام معیار در آنجا اعمال می شود.

معیارها تغییر می کنند و بسته به کلتور، زمان و مکان زندگی در جهان متفاوت هستند. اگر به گذشته نگاه کنیم، می توانیم ببینیم که معیارها چگونه تغییر کرده اند. به طور مثال در قرن هژده در سویدن برای مردان ثروتمند مود بود تا بوت ها کُری بلند بپوشند، مو های ساختگی بگذارند و لب سرین سرخ بزنند. مثال دیگر، در قرن نزدهم فکر این که یک زن متاهل درسویدن بتواند بدون پوشانیدن مو های خود به بیرون از منزل برود، غیر قابل تصور بود.

درهمه جوامع به معیار ها نیاز است و در خیلی از موارد میعار ها می توانند چیز مفیدی باشند. آنها می توانند نظم ایجاد کنند و برای ما ساده تر بسازند تا با هم یکجا زندگی کنیم. درسویدن، این معیار است که در صف بایستید و منتظر نوبت خود درفروشگاه مواد غذایی باشید. وقتی کسی این قانون نانوشته را زیر پا می گذارد و از صف جلو میزند، برای آنان که در صف منتظرند بی نظمی را به بار می آورد. هرکسی معیار شکنی کند ممکن است احساس کند که اشتباه کرده است بدون اینکه بداند چرا.

  • پرسش های برای بازتاب

    آیا شما از زمانی که به سویدن آمده اید کدام معیاری را کشف کرده اید؟

    به این فکر کنید که اگر از صف بزنید یا معیار دیگری را بشکنید، واکنش مردم چگونه خواهد بود.

معیارهایی که مردم را محدود می کند

معیارها می توانند افراد را به شکل منفی هدایت و کنترل کنند. معیارها باعث می شود که مردم جرأت نکنند خودشان باشند. همچنان اینها می توانند برای کسانی که در این معیار قرار نمی گیرند تبعیض آمیز باشد. مثالهای متعددی از معیارها وجود دارند که مردم را محدود می کند. بعضی از آنها:

  • معیاری که همه دگرجنس گرا هستند. این معیار به این معناست که انتظار برده می شود تا زنان به طرف مردان جذب شوند و یا هم آنها عاشق مردان شوند. انتظار می رود مردان جذب زنان شوند و عاشق زنان شوند. این معیار می تواند درمورد افرادی که دگرجنسگرا نیستند تبعیض قائل شود. به طور مثال این معیار به این معناست که زنی که با یک زن دیگر ازدواج کرده است با واکنشهای منفی بیشتری روبرو خواهد بود تا نسبت به زنی که با یک مرد ازدواج کرده است.
  • معیار توانایی عملکردی. این معیار به این معنی است که از همه انتظار می رود بتوانند حرکت کنند، ببینند، بشنوند و اطلاعات را به طور یکسان درک کنند. این معیار باعث می گردد تا افراد دارای معلولیت های عملکردی دسترسی کمتری به جامعه داشته باشند و به همین دلیل باعث محدود ساختن آنها می شود. منحیث مثال، وقتی شخصی به لفت یا مترجم زبان اشاره نیازدارد و آنها وجود ندارند.

همه ما تحت تاثیر معیارهایی در مورد جنسیت، رنگ پوست، معلولیت، تمایلات جنسی، سن و مذهب قرار می گیریم. معیار ها معمولاَ باعث می گردد تا ما در مورد چگونگی بودن یک شخص بر مبنای تعلقات او به یک گروه، برداشت های داشته باشیم. برای مثال، بین معیارها و تصوراتی که درباره زنی که می تواند راه برود و زنی که روی چوکی ارابه دار قرار دارد تفاوت وجود دارد. بنابراین معیارها به تبعیض و قدرت ارتباط دارند. افرادی که متناسب با این معیار هستند، پذیرفته می شوند، به آنها امکانات و قدرت بیشتری می دهند تا جامعه و زندگی خود را تحت تأثیر قرار دهند. افرادی که متناسب با این معیارها نیستند، با آنها بدتر برخورد میشود و با آزار و اذیت و تبعیض روبرو می شوند.

ما انسان ها معیارها را ایجاد می کنیم. با آگاهی از معیارهایی که ما را محدود می کنند، می توانیم آنها را طوری تغییر بدهیم تا افرادی بیشتر بتوانند وارد جامعه شوند. انتقاد از معیار روشی است که اغلب برای بررسی چگونگی تاثیر معیارهای مختلف بر زندگی روزمره مردم و ارزش های جامعه از آن استفاده می شود. با کمک انتقاد معیار، می توانیم ببینیم که چه کسی قدرت دارد و چه کسی فاقد قدرت است یا بر اساس معیار محدود ساخته می شود. برای مثال ، این می تواند در مورد تغییر زبان شما با گفتن "شریک زندگی" به جای "دوست دختر" یا "دوست پسر" باشد. درآن هنگام شما از یک دیدگاۀ حساس شروع می کنید که در آن از قبل تصمیم نمی گیرید که شریک زندگی یک شخص چه جنسیتی دارد.

معیارها را می توان تغییر داد

دردهه ۱۹۵۰، معیار درسویدن این بود که زنان باید در خانه باشند تا از کودکان و خانواده ها مراقبت کنند، در حالی که مردان کار می کردند و مصارف خانواده را تأمین میکردند. این امر باعث وابستگی اقتصادی زن به شوهر شد. از آن زمان به بعد، معیارها تغییر کرده است. در طول دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، چندین تصمیم سیاسی برای وارد کردن زنان به بازار کار کمک کرد. امروز زنان و مردان تقریباَ به عین تعداد کار می کنند.

پارلمان و دولت سویدن به روش های مختلف برای تغییر معیارهای کار می کند که تبعیض ایجاد می کند و انسان ها را محدود می سازد. یک مثال سیاست برابری جنسیتی است که توسط پارلمان در مورد آنها تصمیم گرفته شده است. مثال دیگر قانون منع تبعیض است.

  • پرسش های برای بازتاب

    دراین مورد فکرکنید که در جوامع که قبلاَ در آنجا زندگی کرده اید، کدام معیارها تغییر نموده است.